تهران به شمال چاپ
گزارش برنامه - گزارش برنامه های رسیده
چهارشنبه, 29 اردیبهشت 1389 ساعت 14:18

گزارش نويس: ليلا عزيزی

نحوه دسترسي زميني و هوايي (اتوبوس، ميني­بوس، قطار ...) نسبت به تهران و مرکز استان

تهران- جاده فشم- گرمابدر- گردنه خاتون بارگاه.

  

ويژگي برجسته (حيوان، گياه) و معرفي منطقه

در دره يالرود گراز ديديم.

دره يالرود بسيار سرسبز و پر از پونه و آويشن است.

 

فصل­هاي صعود و بهترين فصل صعود

بهار

 

امکانات رفاهي مثل: غذا ( ميتوان خريد يا بايد برد)- آب-شب ماني(هتل، چادر، خانه)

برای 2 روز اول غذا بايد برد ولی در بلده و ورازان و کندلوس می توان خريد کرد.

شب اول در چادر در دره يالرود شب دوم کليک و مهمانپذير عمو رضا، شب سوم در کندلوس و در خانه روستايی شب چهارم در چادر و در ابتدای نهرودبار و در جنگل.

 

امنيت، امداد، آنتن­دهي موبايل

تمام مناطق امن است. روی گردنه ها آنتن داشتيم ولی در دره ها و دامنه ها آنتن نداشتيم. از خاتون بارگاه تا روستای يالرود مسير پرتردد است.

 

امکان دسترسي به قاطر و تلفن قاطرچي­ها

راهنماهاي محلي

برای کسب اطلاعات در مورد مسير برنامه می توانيد از شماره های زير استفاده کنيد:

1- مهدی صوتی به شماره 09123033501

2- قاسم اوچيزی به شماره 0912686773

 

تجهيزات مورد نياز

چادر- پانچو- باتوم- کلنگ برای تراورس برفچالهای قبل از گردنه قو.

 

زمانبندی

دوشنبه 14/3/86

حرکت از پل سيدخندان ساعت 4:46 صبح به سمت گرمابدر با 1 دستگاه مينی بوس. طبق هماهنگي های قبلی که از طريق سرپرست برنامه با محيط بانی گرمابدر صورت گرفته بود و نشان دادن نامه به محيط بانی به مينی بوس ما اجازه داده شد تا گردنه خاتون بارگاه ما را ببرد. بنابراين ساعت 6:7 از محيط بانی به طرف گردنه حرکت کرديم و ساعت 7 آخر جاده خاکی و در گردنه پياده شديم. تا ساعت 8 خوردن صبحانه و تقسيم بارهای گروهی صورت گرفت و سپس ساعت 8 حرکت خود را آغاز نموديم. جهت حرکت به سمت شرق بود. 8:50 به ابتدای تنگ يونزا ( يونجه زار)  رسيديم. ابتدای تنگه چادر نشينان و گله هايشان به چشم می خورد و رودخانه ای که در بعضی جاها از زير برفچال ادامه مسير می دهد به چشم می خورد. پهنای دره در ورودی دره حدود 15 متر می شود. برای  اينکه مزاحم حرکت گله ها نشويم استراحتی در دره داريم. 9:20 از تنگه خارج و وارد دشت لار می شويم که بسيار سبز است. بعد از تمام شدن دره قله دودکوه که بسيار شبيه آزاد کوه است در گرای 50 ديده می شود.  از دشت لار قله کبود در گرای 125 ديده می شود. دشت لار پوشيده از يونجه است و تا چشم کار می کند کوهنوردان در آن در حرکتند. هر از گاهی افرادی با جيپ در دشت در حال حرکت به چشم می خورند. ساعت 10 به کنار رودخانه می رسيم و بايد از آن به دفعات رد شويم. کفشهايمان را از پا در می آوريم و با دمپايی و بعضی هم با اسپورتکس از آب رد می شوند. همينقدر بگويم که آب خيلی سرد است و موقع رد شدن از آن مغز آدم هم درد می گيرد. باد خنکی در دشت جريان دارد. در حين عبور از رودخانه کوههای دشت هويج در غربمان ديده می شود. همچنين ماه کوه در گرای 25 از دشت ديده می شود. ما به سمت دره ای که اين کوه در پيش زمينه آن به چشم می خورد حرکت می کنيم. بعد از دشت بايد وارد دره سپيداب شويم. ابتدای دره سپيداب کلبه ای سنگی به چشم می خورد. روبرويمان در دره دشتی پر از گلهای زرد ديده می شود و آبشاری در دامنه غربی که آبشار سپيداب حاصل از آب شدن برفچالهای بالا دست است و ما به سمت آن از پاکوب می رويم. رودی سمت راستمان در جريان می باشد. ابتدای دره سپيداب پاکوبی با گرای 0 شروع می شود که اين پاکوب تا کنار آبشار می رود. 12:5 کنار آبشار هستيم. جمعيت زيادی از کوهنوردان مشغول خوردن ناهار هستند و ما هم تصميم می گيريم ناهار را همانجا بخوريم. 13:30 به حرکتمان از کنار آبشار در پاکوبی با گرای 90 ادامه می دهيم. مسير از آبشار به سمت گردنه جاده ای خاکی و سنگلاخی است. رودخانه ای در دره در جريان است و ما روی دامنه های يال سمت چپی دره در مسيری تراورسی به سمت گردنه صعود می کنيم. قبل از گردنه به منطقه ای می رسيم که چشمه دارد و لوله کشی شده است و حوضی سيمانی هم دور لوله کشی آب تعبيه شده است. اينجا بيشتر تيمها چادر زده اند و برای شب مانی آماده می شوند. دوباره پاکوب روی دامنه غربی ادامه می يابد و شيب هم کمی تندتر می شود. ساعت 15:45 خرسچال در گرای 225 ديده می شود. سرکچالها  و توچال هم پشت سر آنها ديده می شود. از اينجا ما 3 گردنه پياپی را رد می کنيم. در جاهايی هم پاکوب با برفچال پوشيده شده که چون آفتاب به آنها خورده کلنگ لازم ندارد ولی اگر صبح بود بايد با کلنگ رد می شديم. گردنه قو آخرين گردنه ای است که از روی آن دره يالرود و رودخانه کف دره به چشم می خورد. از روی گردنه قو دودکوه ( خيلی شبيه آزاد کوه است) در گرای 65 ديده می شود. بعد از گردنه که باد شديدی هم در حال وزيدن است پاکوبی با گرای 50 به دره طالرود جدا می شود. 17:50 کف دره هستيم. يکسری سنگچين در ابتدای دره که گوسفند سرا است به چشم می خورد. کاروانسرای سمت چپ رودخانه ديده می شود که اطرافش مسطح و برای زدن چادر مناسب است. برای شب مانی آماده می شويم. هوا سرد است و زياد نمی شود بيرون چادرها نشست.

 

سه شنبه 15/3/86

بيدارباش ساعت 5 صبح، باران نم نم در حال باريدن است به قول محمد خرنم کن. ساعت 7:15 حرکت خود را در گرای 320 در امتداد رودخانه و از روی پاکوب شروع می کنيم. رودخانه سمت چپمان است. نقطه 19 ثبت شده در جدول GPS   چشمه ای است که آن سوی رودخانه جريان دارد و در اثر عبور سيل پاکوب از بين رفته و در اثر بی دقتيم که برای ثبت نقطه جلو رفتم تا ران در گل فرو رفتم که اگر محمد به دادم نمی رسيد نمی توانستم خودم را بيرون بکشم. در نقطه 21 بايد از رودخانه رد می شديم. چون جلوتر راه بسته می شد و بهتر بود زودتر رد شويم چون پايين دست جريان رودخانه خروشانتر می شد. بعد از رد شدن چون همگی تا کمر خيس شده بوديم استراحتی کرديم تا کمی خشک شويم. از اينجا دره بازتر شده و مسير پر از گلهای زيبا و زردرنگ است. نقطه 22 چشمه ای سر راه پاکوب داريم. مسير کماکان پاکوب است دره تنگتر شده و از رودخانه ارتفاع می گيريم. اولين پلی که از آن رد می شويم در نقطه 24 است که اين پل ها چندين بار تا روستای يالرود ما را از رودخانه رد می کند. جاهايی از پاکوب سنگفرش است که ديواری کوتاه هم کنار پاکوب کشيده اند و منظره آنسوی ديوار ترسناک و پرهيبت است. اين سنگفرش نشان مسيری قديمی است. ساعت 14 در باغهای يالرود هستيم برای خوردن ناهار کنار رودخانه توقف می کنيم. تيم های زيادی در منطقه هستند. باران هم شروع می شود و نمی گذارد درست و حسابی از استراحتمان لذت ببريم. ساعت 15 به حرکتمان به داخل روستا ادامه می دهيم. از روستا وانتی برای محل شب مانيمان که نزديک بلده است می گيريم. نقطه 30 محل شب مانی که هفته قبل ابراهيم و محمد برای بارگذاری به اينجا آمده بودند. 2 اتاق تو در تو که آب لوله کشی هم دارد. بچه ها حمام کردند. تدارکات تقسيم شد و شام هم توافق کرديم در رستوران کنار مهمانپذير بخوريم.

 

چهارشنبه 16/3/86

بيدارباش ساعت 6. خوردن صبحانه و حرکت به سمت بلده برای شروع کوهپيمايی. از اينجا تا بلده آژانس 1000 تومان گرفت. شهر بلده  1 خيابان بيشتر ندارد که در همان خيابان که طولش کلا" 2 کيلومتر است بيمارستان، مهمان پذير، آبگرم، بانک ملی و خياطی هم دارد. سر کوچه کوهستان 8 پياده می شويم. اهالی بلده مهربان و مهمان نواز هستند. کوچه را ادامه می دهيم تا مسير باغی می شود. نقطه 31 شروع کوهپيمايی بعد از تمام شدن کوچه از کنار ديوارهای قلعه فولاد که گرای حرکتمان 330 است. ساعت 8 صبح در نقطه 34 دره دوراهی می شود و ما در غربمان روی کوه تاسيسات مخابرات را می بينيم. پاکوبی با گرای 10 قرينه تاسيسات مخابرات ما را وارد دره جديدی می کند که اين دره پيچ خورده و ما را به روی يال هدايت کرده و از آنجا به روی گردنه می رساند. اين دره هم سرسبز است و يک روستايی در دورها مشغول شکستن هيزم می باشد. در مسير حرکتمان يک آبشار زيبا به چشم می خورد. همانطور که ارتفاع می گيريم در جنوبمان رشته کوههای زيبايی ديده می شود که برف رويشان را پوشانده است. مسير تماما" پاکوب و بعد از رد کردن 1 گردنه فرعی ساعت 13:5 روی گردنه قرق هستيم. در شمالمان روستای زيبای ورازان که اولين روستا بعد از سرازير شدن از گردنه است با گرای 335 ديده می شود. آزاد کوه با گرای 240 ، سرکچالها با گرای 215 و دماوند با گرای 140 خودنمايی می کند. کمی پايين تر از گردنه پاکوبی با گرای 50  شروع می شود که ما را در ساعت 14:10 به چمنزار کوچکی که مناسب برای خوردن ناهار است می رساند. سايه نداريم و مجبوريم همينجا نهار بخوريم. ما رو به مه نشسته ايم و گاوها دوروبرمان چرا می کنند. ساعت 15:10 به فرودمان ادامه می دهيم. ساعت 17:30 روستای ورازان هستيم. روستا چند تا سوپر دارد و رودخانه ای هم از مرکز آن می گذرد. وانت می گيريم و به سمت کندلوس حرکت می کنيم. قرار است شب را در آنجا باشيم. روستای کندلوس مرتفع و بسيار خنک است. پشت وانت تا رسيدن به روستا از سرما لرزيديم. روستا سنگفرش و سبک خانه ها زيبا است. موزه ای در روستا وجود دارد که شخصی است و متعلق به مهندس جهانگيری می باشد که اين خاندان نسل به نسل اشيا قديمی و عکسهای خود را همراه شجره نامه در اين موزه نگهداری می کنند. مهمانسرايی در کنارش برای اسکان مسافرين وجود دارد. 1 پارک هم نزديک موزه است که داخل آن سرويسهای دستشويی، رستوران، چايخانه و 1 فروشگاه بزرگ داروهای گياهی وجود دارد. در همان کوچه منتهی به پارک 2 اتاق کرايه کرديم. پنجره يکی از اتاقها به پارک باز می شد و منظره بسيار زيبايی داشت. با اختلاف 5 دقيقه از محل اسکانمان 1 حمام عمومی بسيار تميز وجود داشت. لازم به ذکر است که در روستای کندلوس به دليل توريستی خيلی راحت محل اسکان پيدا می شود البته در پارک هم می توان کمپ زد. گشتی شبانه داخل روستا داشتيم که بسيار دل انگيز و رويايی بود. شب هنگام گاوها در کوچه های روستا به پرسه زدن مشغول بودند.

 

پنجشنبه 17/3/86

برنامه امروز بازديد از موزه و روستا و انجام کارهای شخصی تا ساعت 13 بود و قرار شد ساعت 13 همگی در محل شب مانی باشيم. کوله هايمان را برداشته و برای صرف نهار به داخل يکی از آلاچيقهای پارک رفتيم. قرار بود وانتی که ديروز ما را به روستا آورد ساعت 15 به دنبالمان بيايد. ابتدا وانت ما را به کنار چشمه ای در راه نهرود بار برد تا هم چشمه را ببينيم و هم آب برداريم. اين چشمه با شماره 49 به ثبت رسيده است. ساعت 17:10 در نقطه 50 ابتدای شروع پياده روی نهرودبار از وانت پياده شديم. جاده ای خاکی که ما را به اينجا رساند کمی خراب بود و موجبات ناراحتی راننده را فراهم آورد. راننده گفت سالی که دانشجويان شريف را در دره کجور سيل برد، شب قبلش مهمان من بودند و خودم آنها را روز بعد تا اينجا آوردم. از جاده خاکی و در هوار مه گرفته حرکتمان را آغاز می کنيم. قرار است کنار اولين چشمه که کنار جاده جنگلی است کمپ بزنيم. حرکت امروزمان کوتاه است و تنها جای مناسب کمپ زدن کمی بالاتر از چشمه کنار جاده می باشد. اختلاف نظر سر اينکه اينجا جای خطرناکی است يا نه بين دوستان وجود دارد ولی چاره ای نيست کنار کمپها سنگ می گذاريم و باتوم ها را علم می کنيم تا اگر شب هنگام اتومبيلی از جاده رد شد متوجه ما شود. يک ماشين پرايد کنار چشمه ايستاده و چند نفر از آن پياده شده اند. به غير از اين پرايد که نيم ساعت بعد چشمه را ترک کرد فقط 2 موتورسوار از آنجا رد شدند که در گاوداری پايين دست کار می کردند. آتشی به پا شد و تا نيمه های شب کنار آتش نشستيم و شعر خوانديم.

 

جمعه 18/3/86

ساعت 4 بيدار باش بود و بعد از خوردن صبحانه حرکتمان را ساعت 5:35 در جاده ادامه داديم. جاده کم کم تبديل به پاکوب جنگلی شده و ما را به يک سه را هی می رساند که هر سه پاکوب جنگلی هستند. سمت راست ترين پاکوب که با گرای 45 شروع می شود را انتخاب می کنيم و به مسير ادامه می دهيم. اين پاکوب ما را به يک خوابگاه بزرگ که يک معدن در بالادست آن است هدايت می کند. از کنار اين خوابگاه پاکوب با گرای 0 ادامه می يابد تا ما را به داخل دره و کنار رودخانه کجور برساند. ابتدای مسير دره کجور گرای دره 320 است. کمی به آب می زنيم و از کنار ديواره ای بلند و مهيب که از سطح رودخانه کجور ارتفاع زيادی ندارد سر در می آوريم. آثار سيل روی ديواره کاملا" هويداست. اينجا جايی است که دانشجويان شريف را آب برد. از فرم دره و ديواره های بلند آن می توان تصور نمود که با بارش بارن بعد از مدت کوتاهی چه بلايی بر سر آدم می آيد. زيبايی فريبنده آميخته با ترس از برنامه ای که شرايط آب و هوايی در اينجا تغيير کند کاملا" محسوس است. استراحت کوتاهی می کنيم. هوا خنک و حرکت کنار رودخانه و از پاکوبی که مرتب توسط رودخانه بريده شده و پريدنها و رد شدنهای پياپی از رودخانه فرم حرکت ما تا آخر دره و رسيدن به دريا است. پهنای دره کلا" از 200 متر تجاوز نمی کند با مشخصاتی که از تيم های عبور کرده از دره گرفته ايم، نشانه بعدی که در مسير بايد ببينيم 1- سنگ سفيد است که کلبه ای هم در کنارش ديده می شود. برای رسيدن به اين نشانه مسير کمی از رودخانه ارتفاع گرفته و به چمنزار زيبايی با درختان زيبا می رسد که برای زدن کمپ بسيار مناسب و ايمن می باشد. قطعا" خط سيل تا اينجا بالا نمی آيد مگر اينکه روزی بخواهد اتفاق عجيبی رخ دهد. ديگر صدای رودخانه را هم نمی شنويم. نقطه ای که با شماره 58 در جدول مشخص شده است. بعد از اينجا پاکوب کم کم به رودخانه نزديک شده و ارتفاع کم می کنيم تا اينکه فرم دره ما را به آنسوی رودخانه هدايت می کند و ساعت 8:15 به رديفی از 2-  سيم خاردار کنار ديواره می رسيم که چشمه ای در پايين آن و کنار رودخانه ديده می شود. اين چشمه با شماره 61 مشخص شده است. کلا" اين مسير چشمه زياد دارد و احتياجی نيست که آب زيادی با خود حمل کنيد. نشانه بعدی که در مسير می بينيم 3-  آبشار بلند و زيبايی است که در آنسوی دره و از لا به لای درختان جنگل ديده می شود. ما آبشار را ساعت 8:50 ديديم. البته امکان رفتن به زير آبشار وجود ندارد چون فاصله اش از ما زياد است و ما از رودخانه ارتفاع گرفته ايم. مسير کم کم به کنار رودخانه ارتفاع کم می کند تا اينکه فرم مسير از پاکوب به سنگلاخ تبديل می شود طوری که حرکت را مشکل و پاها را اذيت می کند. نيم ساعت مسير تماما" سنگلاخی است و ما ساعت 10 دوباره به کنار رودخانه می رسيم. بعد از طی مسافتی چشمه بعدی هويدا می شود. اين چشمه با شماره 65 مشخص شده است. در اينجا دره در جلو تر باريک شده و به يک آبشار 3 متری می رسد که رد شدن از آن نياز به کار و ابزار فنی دارد. به دنبال پيدا کردن مسير مناسب برای ادامه کار سرپرست 2 نفر از بچه ها را برای شناسايی مسير در طرف مخالف هم می فرستد. سمت راست که اصلا" راه نمی دهد ولی در سمت چپمان از کنار چشمه که ارتفاع بگيری در داخل جنگل پاکوب پيدا می شود. پس روی يال سمت چپ کمی صعود کرده و سپس به سمت شمال تغيير جهت می دهيم. اين نفطه تغيير جهت به سمت شمال در جدول با شماره 66 مشخص شده است. پاکوب جنگلی و مسير بسيار زيبا شده و ديگر از رودخانه خبری نيست و صدايی از آب به گوش نمی رسد. مسير جنگلی ادامه می يابد تا اينکه ساعت 11:45 به نشانه بعدی 4- رودخانه دوم که به درون رودخانه کجور می ريزد، می رسيم. حالا کلی ارتفاع کم کرده ايم و هم سطح رودخانه کجور شده ايم. آب رودخانه دوم از آبشاری که از بالادستش جاری است تامين می شود توصيه می کنم وقتی به اينجا رسيديد لختی بايستيد و کوله هايتان را درآورده و رودخانه دوم را به سمت بالادستش ادامه دهيد، بعد از 20 دقيقه به آبشار بسيار زيبايی می رسيد که دسترسی به آن مستلزم رد شدن از حوضچه ای به عمق نيم متر می باشد که آبش بسيار سرد است . از همينجا هم آبشار ديده می شود و تماشای آن واقعا" لذت بخش است. از رودخانه دوم پاکوب جنگلی ادامه می يابد که کمی جلوتر مسير دوراهی می شود اين نقطه با شماره 69 مشخص شده است. يکی از پاکوبها به سمت شرق ادامه می يابد که کاملا" اشتباه است و جلوتر به پرتگاه می رسد و راه بسته می شود. پاکوب دوم به سمت شمال ادامه می يابد که مسير درست اينست. چشمه بعدی که در مسير داريم با شماره 72 مشخص شده است. ساعت 1:55 به نشانه آخری 5- که آبشاری در سر راه پاکوب است می رسيم. اين آبشار ارتفاعش از قبلی کوتاهتر است. روبروی آبشار آنسوی رودخانه جای مسطحی برای خوردن ناهار وجود دارد. تا ساعت 15 ناهار می خوريم و استراحت می کنيم. ساعت 15 به مسير ادامه می دهيم. از اينجا به بعد کم کم نشا نه های تمدن در مسير به چشم می خورد. لوله های بزرگ آب که از چشمه های داخل دره به سمت انتهای دره کشيده شده است و فرم پاکوب که نشان از رفت و آمد زياد اهالی به آنجا را دارد همگی نشان از اين می دهد که برنامه در حال اتمام است. ساعت 4:30 در دوردستها با سرو صدای نفرات جلوتر تيم چشممان به شکوه و عظمت دريا می افتد. عمق رودخانه کم شده و گذر از آن راحت است. از آب گذشته و در جنگل به مسير ادامه می دهيم. ديگر از ديواره های بلند خبری نيست و مسير کفی روبرويمان است. جايی برای لباس عوض کردن می ايستيم و در جاده خاکی ماشين رو به مسيرمان ادامه می دهيم. ساعت 17 به سد خاکی و مينی بوس آقای نوحی که منتظرمان است می رسيم. نام اين محل ملا کلا است. برخی هزينه های برنامه به شرح زير است:

1- شب مانی بلده ( هتل عمورضا)= 22000 تومان

2- هزينه وانت برای جابجايی از کندلوس تا ابتدای مسير راهپيمايی نهرودبار= 9000 تومان

3- هزينه مينی بوس از ملا کلا تا تهران= 22000 تومان