سرما زدگي چاپ
مطالب آموزشی - پزشکی
شنبه, 23 مرداد 1389 ساعت 15:11

گردآوری: محمد شاکری موحد

 

   در مورد سرما زدگي مطالب زيادي در جاهاي مختلف نوشته شده، که خيلي از آنها به علت عدم آگاهي و نداشتن علم نويسنده جز گمراهي و ايجاد ذهنيت غلط براي کوهنورد ثمره ديگري ندارد، به طوري که آموزش صحيح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلي به مراتب از آموزش اوليه مشکل تر است. همانند کودکي که فبل از دبستان توسط والدين نا آگاه تحت يکسري آموزشهاي غلط و يا خارج از سيستم آموزشي روز قرار ميگيرد، که اصلاح آن يکي از بزرگترين مشکلات آموزگاران است، به همين دليل دست اندرکاران تعليم و تربيت تاکيد دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است. از طرفي سرما زدگي يک بحث پزشکي است که درک آن نياز به دانستن علوم پيش زمينه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است، در اينجا سعي ميکنم به طور خلاصه و مفيد و در  عين حال ساده مطالبي را در مورد آن بنويسم.

در اشخاص طبيعي وقتي قسمتهاي انتهاي بدن (extremities  ) در معرض سرما قرار ميگيرند، دچار انقباض عروقي (vasoconstriction  )موضعي ميشوند که در ادامه با انقباض عمومي عروق دنبال ميشود، اين تنگي عروق باعث کاهش خون رساني به عضو مي شود.

وقتي دماي پوستي افت مي کند، اندام حالت کبود مي گيرد (cyanotic  )، به خاطر تغييرات متابوليسم بافتي و تغييرات بيوشيميائي ممکن است ظاهر پوست به نظر نشان دهنده اکسيژن رساني خوب به پوست باشد، چون به رنگ صورتي در مي آيد، آسيب بافتي در اين مرحله شروع ميشود و ايجاد آن به فاکتورهائي مثل باد، خيس شدگي، تحرک، آسيبهاي فيزيکي و تغذيه نامناسب ارتباط مستقيم دارد.

 

 

اين عارضه به اشکال باليني مختلف بروز مي کند، يکي از اشکال آن که در ورزش ما مصداق پيدا مي کند همان يخ زدگي بافتهاست(frostbite  ). بافت يخ زده به رنگ سفيد يا آبي روشن در مي آيد، ممکن است قوام نرم يا سفت داشته باشد، در لمس سرد است و عموما بي حس، چرا که آسيب ناشي از سرما ايجاد بي حسي عصبي مي کند و شخص هيچ احساسي ندارد تا زماني که براي اولين بار پا يا دست سرما زده خود را ببيند. خيلي از علائم تا زماني که پا دوباره گرم نشود ديده  نمي شود. در نوع خفيف علائم شامل گزگز بي حسي و خارش است، با افزايش شدت دامنه حرکت عضو کاهش پيدا مي کند و تورم شروع مي شود، با گرم شدن سوزش و درد عضو شروع مي شود، عضو سرما زده رنگ پريده مي شود و شروع به تاول زدن مي کند که ممکن است تاولها حاوي خون باشد، مرگ بافتي و سياه شدن عضو (gangrene  ) نيز به تدريج پديد مي آيد. آسيب بافت در اثر يخ زدگي به 4 درجه از نظر شدت تقسيم  مي شود:

درجه يک: يخ زدگي بدون تاول، پوست معمولا وجود دارد و از بين نرفته است.

 

 

درجه دو: يخ زدگي با تاولهاي شفاف و بدون خون.

 

 

درجه سه: يخ زدگي با ازبين رفتن و مرگ پوست که همراه تاولهاي خونريزي دهنده مي باشد و گرفتاري بافت زير پوستي نيز وجود دارد.

 

 

درجه چهار: يخ زدگي با گرفتاري بافتهاي سخت مثل استخوان که تغيير شکل اندام را به همراه دارد.

 

 

طبق شعار هميشگي، پيشگيري بهتر و کم هزينه تر از درمان است. در حال حاضر و با وسايل و تجهيزات پيشرفته کوهنوردي و ارتقاء تکنولوژي در ساخت کفش و پوشاک کوهنوردي و در دسترس بودن آن براي اکثر کوهنوردان، نسبت به نبود اين لوازم در کشور ما در گذشته نه چندان دور که حتي براي برنامه هاي زمستاني چند روزه در علم کوه و دماوند هم از کفشهاي يک پوش استفاده مي شد (در حال حاضر براي صعود زمستاني توچال هم اکثرا کفشهاي دو پوش و سه پوش حرفه اي استفاده مي کنند)، سرما زدگي انگشتان با اين وصف و در شرايط غير بحراني (مثل شب ماني اضطراري در ارتفاع آن هم در زمستان و امثالهم) نشان دهنده چيزي نيست جز بي تجربه گي نفر و از آن مهمتر عدم شايستگي سرپرست.

سرپرستي برنامه فقط هماهنگي افراد، تعيين ساعت حرکت، گرفتن ميني بوس و دستور دادن نيست، بلکه يک سرپرست بايد دانش فني کافي در تمام زمينه هاي کوهنوردي و همينطور تجربه کافي در اين زمينه را دارا باشد و علاوه بر آن هنر به کار بستن اين علم و تجربه را بخصوص در شرايط بحراني داشته باشد. اين سرپرست است که علاوه بر انتخاب افراد از نظر آمادگي فني و روحي متناسب با برنامه بايد قبل از يک برنامه زمستاني تمام لوازم و پوشاک تک تک افراد را بررسي نمايد و به آنها راهنمائيهاي لازم را جهت انتخاب آن بنمايد پس بايد اول خود قدرت شناخت  فني لوازم را داشته باشد، در حال حاضر انواع و اقسام کفش هاي دو پوش در فروشگاهها موجود است ولي فقط دو پوش بودن آن براي انجام يک برنامه زمستاني در ارتفاع کافي نيست، بعضي از اين کفش ها که ظاهر خيلي خوش آب و رنگي هم دارند، براي زمينه هاي ديگري طراحي شده اند مثل يخنوردي و يا صعودهاي ترکيبي و نه براي صعودهاي زمستاني در ارتفاع و حتي اين موضوع را کارخانه سازنده در کاتالوگ ها ويا حتي در برگه هاي راهنماي همراه کفش گوشزد کرده است ولي کو گوش شنوا. بنابراين اگر افراد کم تجربه برنامه ندانند ولي سرپرست بايد بداند و اطلاعات فني کافي در جهت شناخت لوازم کوهنوردي را داشته باشد و بدون تعارف يا از حضور شخص بدون لوازم و پوشاک متناسب با برنامه جلوگيري کند ويا وسايل مورد نياز براي او را تهيه نمايد.

 

درمان سرمازدگی

الف: درمان هيپوترمي عمومي (systemic hypothermia  ):

در فرد آسيب ديده ابتدا بايد دقت داشت که اگر کاهش درجه حرارت عمومي وجود دارد ابتدا بايد آنرا درمان کرد، فرد بايد در محيط گرم قرار گيرد، داخل کيسه خواب و يا با پوشاندن البسه پر، به او مايعات گرم بدهيم و جلوي از دست دادن حرارت بدن او را بگيريم، اگر لباسهاي زير او خيس شده آنها را تعويض کنيم، موها و بدن او را کاملا خشک کنيم، رطوبت و باد دو عاملي هستند که بر شدت سرما مي افزايند.

در مراحل بعدي و در بيماران با حال وخيمتر اقدامات درماني ديگر بر اساس مشکل وي در مراکز درماني انجام مي گيرد، مثل جبران مايع و الکتروليت توسط سرم درماني و غيره، در اين بيماران يکي از عوارض شايع و خطرناک آريتمي قلبي است (نامنظمي ضربان قلب) که خطر جدي براي بيمار ايجاد مي کند و مي بايست در مراکز درماني تحت مانيتورينگ (کنترل فعاليتهاي الکتريکي قلب)قرار گيرند، از موارد ديگر دانستن اين موضوع است که گرم کردن دوباره بيمار (rewarming  ) بايد تدريجي باشد وگرنه خود باعث اختلالات شديد قلبي خواهد شد.

 

ب: گرم کردن عضو سرما زده(rewarming  ):

در نوع سطحي و خفيف سرما زدگي اندامها (frostnip  ) مي توان انگشتان را با قراردادن در زير بغل خود و يا همنوردمان به تدريج گرم کرد و يا با فشار خيلي ملايم توسط دست گرم اين کار را انجام داد، بايد شديدا از ماليدن و يا ماساژ آنها پرهيز کنيم چرا که اين کار به بافتهاي سرما زده آسيب جدي وارد مي کند. در مورد پاها نيز بايد صعود متوقف شود، در صورت امکان در يک محل مناسب کفش ها و جوراب در آورده شود و بعد از گرم کردن مجاورتي با استفاده از گرماي بدن خود و يا دوستمان، جوراب پر و يا پوشاک گرم ديگري به پا کرد، مهم اين است که علائم ابتدائي را جدي بگيريم و قبل از اينکه به مراحل جدي تر برسد خيلي راحت آن را درمان کنيم، در هر مرحله از صعود که باشيم بايد آنرا متوقف کنيم چرا که داشتن انگشتان سالم براي ادامه آن و صعودهاي بعدي واجب تراست.

در نوع شديدتر اقدام سريع براي گرم کردن عضو در دماي کمي بالاتر از دماي بدن مسلما باعث کاهش آسيب و مرگ بافتي خواهد شد، يعني عضو يخ زده بايد در آب با دماي 30 تا 40 درجه سلسيوس قرار گيرد، آب در اين دما در دست سالم فقط احساس گرما ايجاد ميکند نه داغي به عبارتي ولرم. بايد از گرماي خشک و مستقيم مثل اجاق حرارتي و يا آتش شديدا پرهيز کرد. بعد از اينکه اين کار انجام شد و حرارت پوستي طبيعي شد اينکار را متوقف مي کنيم ولي ميتوان اين کار را تا طبيعي شدن دماي پوستي هر بار تکرار کرد، گرم کردن با ماساژ، نرمش عضو و يا قرار دادن عضو در برف به شدت ممنوع است و باعث آسيب جبران ناپذير به عضو سرما زده مي شود چون بافت آزرده توسط سرما شديدا آسيب پذير است و حتي ماساژ ملايم آن نيز ممکن است باعث افزايش مرگ بافتي شود.

يک نکته خيلي خيلي مهم که گاهي براي ما ايجاد آن اجتناب ناپذير است، امکان دوباره يخ زدن عضو است (refreezing  )، يعني مجبور باشيم به عللي، با وجود سرما زدگي به صعود ادامه دهيم مثلا در مسيرهاي فني که امکان فرود نباشد و يا در برگشت نيز مجبور باشيم با پاهاي خودمان برگرديم و اين امکان را ميدهيم که دوباره با يخ زدگي عضو روبرو شويم، در اين موارد که احتمال دوباره يخ زدن عضو را مي دهيم، نبايد عضو يخ زده را گرم و يا به اصطلاح يخ زدائي کنيم حتي اگر مجبور باشيم ساعتها با عضو يخ زده راه برويم، چرا که دوباره يخ زدن عضو از نظر مرگ بافتي ايجاد شده به مراتب زيان بار تراست.

 

ج: نگهداري از عضو آسيب ديده (protection of   injured part  ):

از نظر علمي تمامي افراد با سرمازدگي درجه 3 و بالاتر و همينطور افراد با سرما زدگي درجه 2 که سطح وسيعي از بدن آنها گرفتار باشد بايد و بايد در بيمارستان بستري شوند

 

د: ارزيابي هاي ضد عفونت anti-infective)  ):

يکي از اقدامات اساسي، پيشگيري از عفونت بعد از گرم کردن بافت است. ايجاد يک محيط استريل و محافظت پوست آسيب ديده و تاولهاي آن از تماس فيزيکي از جمله اين اقدامات است. آلودگي هاي موضعي با محلول بتادين قابل درمان است، ايجاد حمام بتادين دو بار در روز کمک شاياني به تميز نگه داشتن پوست و از بين بردن بافتهاي مرده سطحي مي کند. براي درمان عفونتهاي عمقي تر ترکيبات آنتي بيوتيکي نياز هستند، بعضي از متدها، آنتي بيوتيک پيشگيري کننده را از ابتدا شروع مي کنند که جهت جلوگيري از عفونت بسيار موثر است به خصوص در سرما زدگي درجه 2 و 3. پيشگيري از کزاز هم يکي ديگر از اقدامات لازم است که مي بايست انجام بگيرد.

 

ه: ترکيبات مهار کننده سمپاتيک sympatholytic)  ):

رزرپين (reserpine  ) بصورت تجويز داخل عروقي، جهت کم کردن انقباض عروقي بسيار موثر است ولي تمام مراجع آن را تائيد نمي کنند.

و: جراحي (surgery):

قطع عضو و يا تراشيدن و برداشتن بافتهاي مرده تا زماني که تشخيص قطعي مرگ آن ثابت نشود انجام نمي پذيرد. خط جدا کننده بافت مرده و زنده زودتر از 2 تا 3 هفته ظاهر نمي شود. بعضي روشهاي تشخيصي مثل اسکن (TC99m (technetium جهت تائيد مرگ بافت موثر است.